
رسول رحمانی | 7:30 PM - شنبه 5 آذر1390
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله «خَیْبَرْ» مرکز یهودیان را محاصره کرد. در ابتداى این غزوه على علیه السلام به خاطر چشم درد، از جنگ ناتوان بود. از این جهت رسول گرامى صلى الله علیه و آله پرچم را به دو تن از مسلمانان داد، ولى آن دو هر کدام پس از دیگرى بدون کسب پیروزى، بازگشتند.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: پرچم از آن اینان نبود، على علیه السلام را بیاورید! به عرض رسید: او درد چشم دارد. فرمود: او را بیاورید، او مردى است که خدا و پیامبرش را دوست دارد؛ خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند.
رسول رحمانی | 5:20 PM - شنبه 21 آبان1390
* قناعت پیشه کردن، از عزت نفس است.
* احمق ترین خلق کسی است که خود را عاقلترین خلق بداند.
* آفت وقار و هیبت مرد، شوخی است.
* اگر چشم دل بینا نباشد، شنوائی گوش سودی ندهد.
* با نیکان بدی مکن، چه آنان را از نیکی باز می داری.
* بالاترین بخشش آن است که پیش از خواری خواستن باشد.
* با پدران خود نیکی رفتار کنید، تا پسرانتان به شما نیکی کنند.
* انسان در زیر زبان خویش پنهان است.
* انسان را پس از مرگ خانه ای نیست، مگر خانه ای که قبل از مرگ بنا کرده است.
* بد ترین رفیق کسی است که تو را به معصیت خدا تشویق کند.
رسول رحمانی | 12:0 PM - دوشنبه 16 آبان1390
قالَ أَمیرُالمُؤْمِنینَ عَلِىُّ بْنُ أَبیطالب(علیه السلام):
1- خیر پنهانى و کتمان گرفتارى
مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزایا وَ کِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نیکى کردن و پنهان نمودن کار[نیک] و صبر بر مصیبتها و نهان کردن گرفتاریها (یعنى عدم شکایت از آنها) است.
2- ویژگى هاى زاهد
أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْیا مَنْ لَمْ یَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ یَشْغَلِ الْحَلالُ شُکْرَهُ.
زاهد در دنیا کسى است که حرام بر صبرش غلبه نکند، و حلال از شکرش باز ندارد.
3- تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَعْصِیَکَ یَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَکُونَ حَبیبَکَ یَوْمًا ما.»
رسول رحمانی | 5:1 PM - شنبه 14 آبان1390
همه خواهند تو را مسلم و ترسا و یهود راستی بر سکوی تو عجب غوغایی است
چگونه می توانستم درباره نهج البلاغه چیزی ننویسم، درحالی که این قانون اساسی دل انگیز! یعنی نهج البلاغه ، مهم ترین متون فلسفی و ادبی عرب را که هر جویای علمی به آن نیاز دارد ، در خود جای داده است …
(جرج جرداق)
كتاب «امام علی(ع) صدای عدالت انسانی» اثري از جرج جرداق است. اين كتاب از زبان نويسندهاي مسيحي كه عاشق امام علي(ع) است، به رشته تحرير در آمده و ميكوشد عدلگستري نخستين پيشواي شيعيان را ترسيم كند.
«جرج جرداق» دانشمند مسیحى لبنانى، با مطالعه زندگى، سخنان و نیز شیوه زمامدارى آن حضرت، به شدت، مجذوب ايشان شد و با غور و تفكر، اين كتاب را به رشته تحرير درآورد.
رسول رحمانی | 9:59 AM - پنجشنبه 12 آبان1390
درباره علاقه شیطان به امیر المؤمنین (ع) روایتی وارد شده به این بیان: روزی آن حضرت به شیطان گفت: ای ابو الحارث! آیا برای قیامت خود چیزی ذخیره کرده ای؟ شیطان گفت: یا علی! دوستی و محبت تو را. و روایات دیگری از این دست. آیا این علاقه و محبت شیطان به امیر مؤمنان (ع) صحّت دارد؟
بنا بر تحقیق و جست و جوی صورت گرفته، در منابع حدیثی، حتّی کتاب های عرفانی از عرفای بزرگ، در بحث های مربوط به حبّ و عشق، روایتی دربارۀ علاقۀ شیطان به امام علی (ع) با تعابیر ذکر شده در پرسش یافت نشد. البته روایاتی از این دست وجود دارد، ولی در آن روایات به گمراهی شیطان تصریح شده و نیز بر اساس روایتی از امام باقر (ع)، ایمان و دوستی ابلیس نسبت به امام علی (ع)، ظاهری بوده، در حالی که در دل كافر است.
1. بنا بر تحقیق و جست و جوی صورت گرفته، در منابع حدیثی، حتّی کتاب های عرفانی از عرفای بزرگ، در بحث های مربوط به حبّ و عشق، روایتی دربارۀ علاقۀ شیطان به امام علی (ع) با تعابیر ذکر شده در پرسش یافت نشد.
2. در برخی از کتاب های حدیثی، روایاتی دربارۀ خبر دادن شیطان از عظمت امام علی (ع) قبل از خلقت حضرت آدم (ع) و ایمان و دوستی شیطان به علی (ع) وجود دارد،[i][1] ولی در آن روایات به گمراهی شیطان تصریح شده و نیز بر اساس روایتی از امام باقر (ع)، ایمان و دوستی ابلیس نسبت به امام علی (ع)، ظاهری بوده، در حالی که در دل كافر است.[ii][2]
3. باید این حقیقت را پذیرفت که بنا بر تصریح قرآن کریم و روایات، ابلیس فرشتۀ مقرّب درگاه الهی بود که از فرمان سجده به آدم (ع) سرپیچی کرد، مردود بارگاه الهی شد و مورد لعن و سرزنش ابدی قرار گرفت و قسم خورد که تا ابد انسان ها – به جز مخلَصین – را به گمراهی بکشاند.[iii][3] این مهجوری و ملعونی، چیزی است که اهل شریعت و سالکان راه حقیقت آن را امری مسلّم می دانند و بی هیچ تردیدی بر آن اتّفاق نظر دارند.
4. محبّت دارای مراتبی است و شیطان پیش از آفرینش انسان، خدا را مدتی طولانی عبادت کرده و طبیعتاً دوست خدا بوده، ولی در آزمونی که خدا برای او در محبتش قرار داد، مردود شده و چیزی جز لعن و طرد او نصیبش نشد؛ در حالی که محبّ و عاشق واقعی کسی است که با هر آنچه محبوب و معشوق او دوست دارد، عشق و دوستی بورزد.
بنابر این، همان طور که شیطان پیش از آفرینش انسان، درجه ای از دوستی نسبت به خدا را داشته، همچنین می توان گفت که پس از رانده شدن نیز در درجه ای پایین تر از دوستی نسبت به خدا و دوستان او برخوردار است، و این مقدار دوستی او منافات با عملکرد و نفاق او ندارد؛ زیرا تکبّر و حسادت او باعث نافرمانی او از خدای متعال شد؛ به طور مثال، بسیاری از مواقع می بینیم که خودخواهی و تکبر کسی را وادار می کند که با انسان عدالت محوری به جنگ و ستیز برخیزد، اما با این وجود، او در اندرون خویش صفات پسندیده دشمنش را مورد تحسین قرار داده و نوعی از دوستی او در دلش قرار می گیرد، اما این دوستی چون نتیجۀ عملی به دنبال ندارد، نمی توان آن را واقعی پنداشت.
با فرض پذیرش روایات دوستی شیطان نسبت به امام علی (ع)، می توان آن را در همین راستا مورد ارزیابی قرار داد.
جالب است بدانید معاویه که یکی از بزرگ ترین دشمنان امیر المؤمنین (ع) به شمار می آمد، بعد از شهادت آن حضرت از یکی از شیعیان به نام ضرار بن ضمره خواست تا حالات عبادی امام را برایش توصیف کند و بعد از شنیدن برخی فضائل ایشان، اشک بر چشمان معاویه جاری شد.[iv][4] تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
رسول رحمانی | 4:59 PM - چهارشنبه 11 آبان1390
اصل وقوع حادثه غدیر از طریق نقل تاریخی اثبات شده است.
تاريخ نويسان با ثبت وقايع و شنيدن سينه به سينۀ اين داستان از زبان مردمان مورد اعتماد، از طوايف گوناگون، به صحت اين مطلب اذعان كردهاند. حجيّت اين مطلب به قدرى بود كه در ادبيات، كلام، تفسير و حتى معاجم حديثى معتبر اهل سنّت و شيعه راه پيدا كرد به نحوى كه نسائى دانشمند بزرگ اهل تسنّن، حديث فوق را به 250 سند نقل كرده است.
گذشته از این که اجتماع چنین جمعیتی در غدیر خم هیچ گونه استبعاد عقلی ندارد، زیرا واقعه ی غدير در سال دهم هجرت رخ داد كه تبليغات فراوان بر روى اسلام و خصوصاً فريضۀ حج كه از شعائر الاهى شمرده مىشد، طبقات مختلف مردم را به اسلام متمايل كرده بود و مهم تر اين كه پيامبر اسلام، در آن سال به مردم اعلام كرده بود كه شخصاً براى آموزش احكام حج، در اين امر شركت خواهد كرد.
حال سؤال اين است كه چرا چنين جمعيّتى، در برابر انحراف سقيفه، اعتراضى از خود نشان نداده و راه سكوت را در پى گرفتند؟! آیا این نکته نمی رساند که حدیث غدیر دلالت بر ولایت حضرت علی نداشته است!؟.
در پاسخ باید گفت که: اساساً عموميّت عدم اعتراض صحابه در سقيفه، مورد نقض و ابطال است؛ زيرا بزرگانى چون سلمان، مقداد، طلحه و... در اعتراض به سران سقيفه، كوتاهى نكردند و حتى زبير، به سوى سر دمداران سقيفه شمشير كشيد.
اما گروهى كه سكوت را فراروى خود پسنديدند؛ يا به خاطر رعايت مصلحت و دورى از تفرق و خونريزى بود: مثل عباس عموى پيامبر و يا از روى ترس و تهديد عمّال خليفۀ وقت. و يا اين كه خود از سركار آمدن اين گروه بهرههاى فراوانى مىبردند. مانند نياكان آنها و يا خاندان امويه. همچنین گروهی دیگر بودند که نه از روی امتناع و تهدید، بلکه به سبب شناختی که از علی (ع) به عنوان حاکمی عدالت گستر داشتند، دست از مخالفت برداشتند. آخر اين كه بخشى از مردم نيز، از روى جهل و نادانى، ابوبكر را به جاى حضرت على (ع) به خيال اين كه على (ع) است و به سفارش پيامبر در غدير عمل مىكنند؛ به خلافت برگزيده و با او بيعت كردند.
حضرت على (ع) هم طبق وصيّت حضرت پيامبر اسلام، مأمور بود که نگذارد جامعه به دو دستگی کشیده شود، لذا ایشان ده ها بار در مواقع مختلف با استناد به حدیث غدیر تنها به مخالفت قولی اکتفا کردند.
رسول رحمانی | 4:57 PM - چهارشنبه 11 آبان1390
از اموری که شیعه از قدیم و در حال حاضر به آن متهم بوده (همانطور که دشمنان شیعه ادعا می کنند) این است که شیعه کینه خود از صحابه را مخفی می کند. اما این، تهمت ناروائی بیش نیست. زیرا شیعه به صحابه به عنوان حاملان شریعت و گسترش دهندگان آن نگاه می کند، قرآن می فرماید: « محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مىبينى...». ائمه (ع) نیز صحابه را مورد مدح و ثنا قرار داده اند، حضرت علی (ع) می فرماید: "من اصحاب حضرت محمد (ص) را دیدم، اما هیچ کدام از شما را همانند آنان نمی دانم، آنها صبح می کردند در حالی که موهای ژولیده و چهره های غبار آلود داشتند، شب را تا صبح در حال سجده و قیام به عبادت می گذراندند." امام سجاد (ع) نیز برای آنان بسیار دعا می کرد.
به طور خلاصه اعتقاد مکتب اهل بیت (ع) این است که وضعیت صحابه از نظر عدالت مانند دیگران است. در میان آن ها عادل و غیر عادل وجود داشته است. چنین نیست که هر کس چند صباحی همراه نبی گرامی اسلام (ص) بوده برای همیشه عادل باشد!. اصولاً این همراهی، تا زمانی که سیره ی رسول اکرم (ص) در مواضع و رفتار آن ها مجسم نشود نقشی در عدالت آنها ندارد. پس معیار همان سیره و رفتار عملی است، هر کس که رفتار و سلوکش مطابق با معیارهای اسلامی باشد عادل و آن کس که مخالف آن باشد غیر عادل است. این نظر مطابق با قرآن و سنت نبوی (ص) و موافق با حقائق تاریخی است به طوری که شواهد تاریخی که در جواب تفصیلی ذکر کرده ایم آن را تاکید می کند.
رسول رحمانی | 4:56 PM - چهارشنبه 11 آبان1390
در یک تقسیم بندی کلی، دین را به دو دسته ی الهی (وحیانی) و بشری تقسیم می کنند، دین مجموعه ی عقاید، اخلاق و قوانین و مقرراتی است که برای اداره ی فرد و جامعه ی انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار دارد».
اسلام در لغت به معناى تسليم شدن و گردن نهادن است و شیعه به معنای پیرو است.
برتری مذهب تشیع نسبت به سایر مذاهب به جهت «حق بودن» آن است، و دین حق در هر دوره ای منحصراً فقط یک دین است، و خدای متعال در هر برهه ای از زمان، دارای یک شریعت است، و هر دین و مذهبی غیر از آن یا از اساس باطل و دروغ است و یا منسوخ و منقرض. اسلام آخرین و کامل ترین دین است که برای بشر فرستاده شده و خداوند دینی جز اسلام را نخواهد پذیرفت. "بدون تردید دین در نزد خدا فقط اسلام است" ." هر کس آئینی جز اسلام را برگزیند از او پذیرفته نخواهد شد".
اساس و پایه مذهب تشیع، توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد است، و شیعه قائل به امامت دوازده امام معصوم(ع) به عنوان جانشین پیامبر اسلام (ص) می باشد که اول آنان علی (ع) و آخر آنها مهدی (ع) است. در روایات وارده از رسول گرامی اسلام به تعداد و نام های دوازده امام معصوم (ع) تصریح شده است.
شيعيان جماعتى هستند كه تمام اعمال و عقائد و اخلاق و روحيات خود را بر اساس تعليمات اسلام، قرآن و دستورات پيغمبر قرار داده و امر او را امر خدا مىدانند. پیامبر اکرم (ص) این لقب (شیعه) را در حال حیات خود به پیروان امیرمؤمنان عطا فرمودند.
رسول رحمانی | 4:54 PM - چهارشنبه 11 آبان1390
شکی نیست که سازمان دین اسلام برای بقا و ادامه ی حیات خود نیازمند به نگهبان و گرداننده دارد و پیوسته افراد شایسته ای را می طلبد که معارف و دستورات دین را به مردم برسانند، و مقررات دقیق آن را در جامعه ی اسلامی به اجرا درآورند. از آنجا که یکی از مقاصد آفرینش؛ هدایت مردم به راه راست است، حکمت خدای مهربان اقتضا می کند؛ پس از رحلت پیغمبر (ص)، برای نگهبانی دین و هدایت مردم، باید پیشوایی تعیین کند، و مردم را به عقل محدودشان- که بیشتر اوقات مغلوب هوا و هوس- می شود وا نگذارد.
اثبات امامت حضرت علی(ع) از مباحث امامت خاصه است که برای اثبات آن مستقيماً نمي توان از دليل عقلي بهره گرفت، بلکه با استناد به آیات و روايات و نقل هاي تاريخي، می توان مقام خلافت و امامت پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را در شخصیت علی (ع) ثابت نمود:
الف) دلیل قرآنی:
در قرآن مجید آیات فراوانی است که با استفاده از احادیثی که از پیامبر اکرم (ص) در شأن نزول آنها وارد شده است، امامت امام علی (ع) را اثبات می نمایند. از جمله آیاتی که می تواند بعنوان دلیل به آنها اشاره نمود، عبارتند از: آیه تبلیغ، آیه ولایت، آیه اولی الامر، آیه صادقین، که در بخش پاسخ تفصیلی به شرح و تبیین آن خواهیم پرداخت.
ب) دلیل حدیثی:
رسول رحمانی | 4:52 PM - چهارشنبه 11 آبان1390
